|
چند وقتیه که من به خاطر دانشگاه مسافر جاده شدم. یکی از این شبها که از تهران به قزوین برمی گشتم همسفر دوستی شدم که الان یکی از بهترین دوستانم یه شمار میاد. همیشه از معایب جاده می گفتم ولی این بار باعث شد یه دوست خوب به دوستای خوب دیگم اضافه بشه .این شعر از سروده های این دوست عزیزه تقدیمش می کنم به همه شیر زنانی که در راه برابری زحمات بسیار کشیده اند دیگـر به پشت پرده ها رفتن وقـار نیست ای زن سکــوت مطـلق تو افتخـار نیست آری تو چون گلی ولی خارت شمرده اند دنیایشان گویـند با یک گـل بهـــار نیسـت حتی اگــر کسی ستـاند جــان تـو ز تـو دیگر مجازاتش طناب و چوب دار نیست باورکن این محنت که در آن غرق گشته ای یک ذره اش هم خواست پروردگــار نیست تــا کی اسیـر داستـان گوهــر و صــدف؟ بهر تو این غـیر از دروغی آشکار نیست دیگــر به پـشت پرده ها رفتن وقـار نیست ای زن ســکوت مطــلـق تو افتـخار نیست ( شیرین) + نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آبان 1387 16:3 توسط مریم اکبری |
|