|
قرار بود امروز ویژه نامه زنان حدیث چاپ بشه و کلی هم مطلب گرفته بودیم و با ذوق و شوق منتظر. صفحه اول حدیث هم تیتر ویژه بود و این که ۶۰ درصد زنان قزوینی تجربه خشونت دارند اما در صفحات داخلی خبری از ویژه نامه نبود. حمید می گفت این شماره غنی ترین شماره ویژه نامه بود به لحاظ محتوا و بار علمی.وقتی علت را پرسیدم گفت: چاپخانه ولایت یادش رفته ویژه رو چاپ کنه.موندم بخندم از این صنعت انحصاری چاپ ولایت عبدالعظیم خان یا گریه کنم به حال خودم و بچه های نشریه که با چه ذوق و شوقی مطلب جمع می کنن و بعد هم چاپخانه مدرن استان و کارشناسان چاپ به بادش می دن. به این می گن چاپخانه پیشرفته. چند وقت پیش اصرار داشتیم که حدیث برود در چاپخانه های تهران تا هم کیفیت کاغذ بهتر شود و وقتی دستش می گیری احساس نشریه بودن را داشته باشی و هم چاپش رنگ پس ندهد.یه بنده خدایی اصرار داشت که نه این کارو نکنید. علتش رو که پرسیدم گفت: اگه چاپو بدید تهران عبدالعظیم تو هیات منصفه حالتونو می گیریه.به عمو رحیم گفتیم: خندید و خندید. اگه من مدیر مسوول بودم طبیعتا از امروز نشریه رو به ولایت نمی دادم وقتی اینقد احساس مسولیت نداره که ویژه نامه رو چاپ کنه و یادش می ره چه دلیلی داره که بازم کار رو بدیم به این آدم. تازه قیمت هاشم چند برابر گرانتر از تهرانه کیفیت هم که به قول بچه ها شیشه رو خش می اندازه و رنگ پس می ده. خدایش این هم یه نوع رانت که به موسوی ولایت رسیده. تجارت چاپ به اسم کار فرهنگی....دست عبدالعظیم و کلیه کارکنان چاپخانه ولایت درد نکنه.واقعا کیفیتش عالیه + نوشته شده در یکشنبه چهارم آذر 1386 15:4 توسط مریم اکبری |
|