|
مبارزه کردن برای بدست آوردن حقوق اولیه انسانی زنانه ام کم بود که چند روزپیش با یک بحث جدید مواجه شدم و شدید من را به فکر فرو برد که این همه تلاش باز هم به هویت همسر عزیزم بر می گرده چند وقتی هست که به خاطر اصرار های شدید دوستان و خانواده ام به خصوص مادرم باعث شده کمی دست به عصا تر و چراغ خاموش تر حرکت کنم که کاری بس سخت و دلخراش است بخصوص برای من که همیشه سرو صدا داشتم تو تحریریه نشسته بودم که یکی از دوستان گفت ببینم این سوژه هایی که پیگیری می کنی رو حمید بهت میگه یا خودت؟ یه نگاه بهش کرد م وپرسیدم: مگه قبل از اینکه حمید با من آشنا بشه من نمی نوشتم گفت چرا ولی و ادامه نداد و من رو به فکر فرو برد و ناخود آگاه نرگس محمدی به یادم اومد که قبل از اینکه زن تقی رحمانی بشه چقدر فعال بود و اکتیو و الان هم به قوت خود خودش باقی مونده و شاید هم اکتیو تر از گذشته کار می کنه اما وقتی می خوان معرفیش کنند می گن نرگس محمدی همسر تقی رحمانی. نمی دونم شاید دیگه زیا دی دارم به موضوع جنسیتی فکر می کنم اما نه این بار بارها و بارها شده که به این موضوع برخوردم و دوستانم برای معرفی من از حمید استفاده کردن که شاید به روشون نیاوردم ولی من رو شدید به فکر فرو بردن سخت در حال نوشتنم که علی رشته افکارم رو بهم ریخت و من هیچ ندارم به غیر از چند آه بلند از تمام اعماق وجودم + نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386 17:41 توسط مریم اکبری |
|