خشونت جلوههاي بسياري دارد. گاه نمايان است و آثارش براي همگان قابل رؤيت و گاه پنهان بي آن كه بتوان ردي از آن يافت.
خشونت قرباني ميگيرد، گاه آشكار و در مقابل ديدگان همه و گاه پنهان و دور از چشم وزير لايه هاي هزار توي زندگي....
شايد بيراهه نباشد، اگر بگوييم؛ خشونت اقتصادي يكي از جلوههاي پنهان خشونت است كه بر زنان ايراني تحميل ميشود. اين شكل از خشونت چه در محيط خانه و چه در اجتماع و بيرون از خانه زنان را بيش از مردان ميآزارد؛ اما چاره چيست جز صورتي كه بايد به زور سيلي سرخ بماند....
براساس آمار رسمي ارائه شده توسط مركز آمار ايران، زنان سهم بسيار كمتري از مردان در بازار كاردارند. به گونهاي كه سهم عمده زنان در مشاغلي كه كسب ميكنند به مراتب پايين تر از آقايان است.
اين آمار حاكي از آن است كه ۷/۸۸ درصد جمعيت زنان بيكار در نقاط شهري داراي تحصيلات عالي بوده و در نقاط روستايي اين نسبت ۴/۵۹ درصد گزارش شده است.
بنابراين اين گزارش بيكاري زنان داراي تحصيلات عاليه طي سالهاي ۷۶ تا ۸۰، ۴ برابر شده است.
عمده زنان تحصيل كرده ايراني معمولاً از رسيدن به مشاغل سطح عالي باز ميمانند و علي رغم تمام شايستگيهايي كه دارند، در سطوح مياني مديريت باقي ميمانند.
علاوه بر اين ساير زنان جوياي كار كه فاقد تحصيلات سطح عالي هستند، معمولاً با حقوق و دستمزد بسيار پايين جذب كار ميشوند و به نوعي مورد استثمار واقع ميشوند .
چندي قبل خبرگزاري ايلنا، خبري را منتشر كرده بود كه حكايت از به كارگيري كارگران زن در يك شركت توليدي با دستمزدي پايينتر از حداقل حقوق داشت.
همچنين برخي از كارگاههاي توليدي، زنان را در شيفتهاي شبانه به كار ميگيرند. اين مسايل جداي از به كارگيري زنان در دفاتر شركتهاي خدماتي كوچك، مطبهاي پزشكي، فروشندگي و ... با حقوق هاي بسيار پايين و فقدان بيمه است.
در واقع ميتوان چنين گفت؛ زنان در بازار كارايران علاوه بر تمام ناامنيهايي كه تحمل ميكنند، بايد مزدي كمتر از كاري كه انجام ميدهند، بگيرند....
با وجود چنين شرايط و دشواري در محيطهاي كاري، ضرورت توجه بيشتر فعالان حقوق زنان به زنان كارگر رادو چندان ميكند.
البته ناگفته نماند اين تمام جلوه خشونت اقتصادي نيست؛ چرا كه بنابر آمار انتشار يافته، ۱۲ ميليون و ۵۰۰ هزار زن خانهدار در سراسر ايران زندگي ميكنند. اين زنان علي رغم كار طولاني و طاقت فرسا در محيط خانه هيچ گونه دستمزدي دريافت نميكنند. همچنين طبق آمار سال ۱۳۸۰، يك ميليون و ۲۰۰ هزار زن سرپرست خانوار در ايران وجود دارد. بخش عمده اين زنان تحت پوشش سازمانهاي حمايتي (بهزيستي، هلال احمر، كميته امداد) و يا نهادهاي خيريه هستند و كمكهاي بسيار ناچيز دريافت ميكنند. در واقع ۱۲ ميليون و ۵۰۰ هزار زن خانهدار ايراني، شرايط و وضعيت اقتصاديشان تابع مردان است. آنها براي حداقلهاي مورد نياز خود همواره بايد از مردان و همسرانشان خرجي دريافت كنند. طبيعي است كه در چنين شرايطي ممكن است برخي از «مردان» دشواريهايي را براي زنان ايجاد نمايند.
طبق يك پژوهش صورت گرفته نزديك به ۳۰ درصد زنان قزويني اذعان داشتهاند كه تجربه خشونت اقتصادي داشتهاند.
۶/۴۵ درصد اين افراد خشونت را در حد بسيار پايين تجربه كرده، ۲۵ درصد آنها خشونت اقتصادي را در حد پايين و ۴/۲۹ درصدشان نيز چهره متوسط خشونت اقتصادي را تجربه كردهاند.
برهمين اساس، ۷/۱۱ درصد زنان اعلام كردهاند كه «شوهرانشان براي آنها مضيقه مالي ايجاد كرده و خرجي خانه نميدهند» و ۱/۷۷ درصد جمعيت نمونه ۴۰۹ نفري اين رفتار را خشونت تلقي كردهاند. همچنين ۷/۷۹ درصد زنان شهر قزوين بر اين باورند كه «جلوگيري از استقلال مالي آنها عملي خشن است.» ۹ درصد زنان قزوين گفتهاند كه؛ تجربه چنين اقدامي را داشتهاند.
۸/۹ درصد زنان نيز گفتهاند كه «شوهرانشان در اموال و داراييهاي آنان دخل و تصرف ميكنند». بيش از ۳/۷۸ درصد زنان مورد پرسش اين اقدام را خشونت تلقي كردهاند.
چهره ديگري كه از خشونت عليه زنان نمايان نميشود، بار رواني ناشي از فقر اقتصادي است. طبيعي است هنگامي كه فقر خود را بر خانوادهاي تحميل ميكند،آن چه كه به چشم نميآيد، بار رواني ناشي از آن بردوش زنان خانواده است كه سعي ميكنند اين بار بردوش فرزندان سنگيني نكند....
زنان بايد تحمل كنند و دم فرو بندند، در هر شرايطي، نداريها را به جان بخرند و در مقابل استثمار سكوت كنند. زنان بايد نگاههاي سنگين محيط كار را به جان بخرند و از ترس آبرو دم برنياورند؛ چون زن هستند و همين كافي است تا تحصيلات، تواناييها و هر آن چه كه دارند، ناديده انگاشته شود و ....
پ ن- این یاداشت را برای ویژه خشونت علیه زنان حدیث نوشتم.ویژه ای که شاهکار عبدالعظیم موسوی به تاخیرش انداخت.
پ.ن ۲ - چقد این روزها دلم برای دوستانم تنگ می شود. جلوه هم به شمار در بندان افزوده شد.به این جمله فکر می کنم که اوین به اندازه تمام زنان برابری خواه جا دارد.
+
نوشته شده در یکشنبه هجدهم آذر 1386 11:9 توسط مریم اکبری
|
قرار بود امروز ویژه نامه زنان حدیث چاپ بشه و کلی هم مطلب گرفته بودیم و با ذوق و شوق منتظر. صفحه اول حدیث هم تیتر ویژه بود و این که ۶۰ درصد زنان قزوینی تجربه خشونت دارند اما در صفحات داخلی خبری از ویژه نامه نبود. حمید می گفت این شماره غنی ترین شماره ویژه نامه بود به لحاظ محتوا و بار علمی.وقتی علت را پرسیدم گفت: چاپخانه ولایت یادش رفته ویژه رو چاپ کنه.موندم بخندم از این صنعت انحصاری چاپ ولایت عبدالعظیم خان یا گریه کنم به حال خودم و بچه های نشریه که با چه ذوق و شوقی مطلب جمع می کنن و بعد هم چاپخانه مدرن استان و کارشناسان چاپ به بادش می دن.
به این می گن چاپخانه پیشرفته. چند وقت پیش اصرار داشتیم که حدیث برود در چاپخانه های تهران تا هم کیفیت کاغذ بهتر شود و وقتی دستش می گیری احساس نشریه بودن را داشته باشی و هم چاپش رنگ پس ندهد.یه بنده خدایی اصرار داشت که نه این کارو نکنید. علتش رو که پرسیدم گفت: اگه چاپو بدید تهران عبدالعظیم تو هیات منصفه حالتونو می گیریه.به عمو رحیم گفتیم: خندید و خندید.
اگه من مدیر مسوول بودم طبیعتا از امروز نشریه رو به ولایت نمی دادم وقتی اینقد احساس مسولیت نداره که ویژه نامه رو چاپ کنه و یادش می ره چه دلیلی داره که بازم کار رو بدیم به این آدم. تازه قیمت هاشم چند برابر گرانتر از تهرانه کیفیت هم که به قول بچه ها شیشه رو خش می اندازه و رنگ پس می ده.
خدایش این هم یه نوع رانت که به موسوی ولایت رسیده. تجارت چاپ به اسم کار فرهنگی....دست عبدالعظیم و کلیه کارکنان چاپخانه ولایت درد نکنه.واقعا کیفیتش عالیه
+
نوشته شده در یکشنبه چهارم آذر 1386 15:4 توسط مریم اکبری
|