|
من از اشکها و خنده ها خسته شده ام
و از مردمی که می خندند و می گریند و از آنچه که ممکن است از این پس پیش آید از برای مردمی که می کارند و میدروند. من از روزها و ساعتها ملولم از غنچه های پر پر شده گلهای نازا از آرزوها و احلام وقدرتمندیها و از هر چیز بجز خواب. (سوین برن) + نوشته شده در جمعه هفدهم فروردین 1386 12:35 توسط مریم اکبری |
|